داستان ازونجایی شروع میشه که تو دوره کارشناسی ارشد ( مدیریت دانش) به جایی رسیدیم که متوجه شدیم بهترین راه انتقال پیام در طول تاریخ به روش داستان سرایی بوده و اقوام مختلف برای حفظ فرهنگ و اصالت خودشون داستان میگفتند و سینه به سینه منتقلش میکردن تا در معرکه های مختلف فرهنگی و نظامی و اقتصادی و … اصالت و فرهنگشون تا حد ممکن به نسل های بعد منتقل بشه … مثال های زیادی وجود داره که شاید برای ما قرآن و شاهنامه و گلستان و … نمونه های قابل لمسی باشند …
1- با یک پیام منحصربهفرد شروع کنید
هر داستانی باید با یک سوال آغاز شود، مخاطب من کیست و میخواهم چه پیامی را با او به اشتراک بگذارم؟ به عنوان مثال، اگر شما به دنبال معرفی کسبوکار خود به مشتریان بالقوه هستید میتوانید در مورد اینکه چگونه شکستهای ابتدایی منجر به موفقیت شما شدند صحبت کنید و یا اگر برای جذب سرمایهگذار داستان کسب وکار خود را مینویسید، میتوانید چرایی هوشمندانه بودن ایدهتان را بگویید و … . مشخص کردن هدف و دلیلتان از نوشتن داستان کسبوکار در موفقیت و تاثیرگذاری آن نقش اساسی دارد.
2- از تجارب کسب وکار خود بگویید
بهترین داستانسرایان همواره آنهایی بودند که تجربیات و خاطرات زندگی خود را به پیامی که میخواهند ارسال کنند اضافه کردهاند. هر اتفاق، هر درس و تجربهای که در طول راهاندازی کسبوکار خود به آنها دست یافتهاید را مطرح کنید. به این نکتهی مهم توجه داشته باشید که تجارب شما باید از لحاظ احساسی و عاطفی روی مخاطب تاثیر بگذارد و او را برای عمل به چیزی که شما میخواهید تشویق کند.
2- از تجارب کسب وکار خود بگویید
بهترین داستانسرایان همواره آنهایی بودند که تجربیات و خاطرات زندگی خود را به پیامی که میخواهند ارسال کنند اضافه کردهاند. هر اتفاق، هر درس و تجربهای که در طول راهاندازی کسبوکار خود به آنها دست یافتهاید را مطرح کنید. به این نکتهی مهم توجه داشته باشید که تجارب شما باید از لحاظ احساسی و عاطفی روی مخاطب تاثیر بگذارد و او را برای عمل به چیزی که شما میخواهید تشویق کند.